تبلیغات
مذهبی ، رایانه ، مناجات امام علی علیه السلام
آدرس جدید سایت
آدرس جدید سایت :
 لطفا از این پس به سایت علم و ایمان مراجعه کنید

برای ورود به سایت اینجا کلیک کنید
2 نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه 19 فروردین 1389 و ساعت 05:05 ب.ظ  نظرات

مذهبی
شهادت امام جعفر صادق علیه السلام را به تمامی شما شیعیان و  دوستداران آن امام تسلیت می گوییم
2 نوشته شده توسط سعید در سه شنبه 21 مهر 1388 و ساعت 05:58 ب.ظ  نظرات

آنتی ویروس Kazme GHayze
چند وقتی است كه ویروسی با نام Kazmeg GHeyz  رایانه كاربران اینترنت را مورد هجوم قرار داده است .

ویروس كش زیر با حجم  158KB   به طور كامل این ویروس را از سیستم  شما پاك می كند


دانلود  آنتی ویروس

 
2 نوشته شده توسط سعید در سه شنبه 21 مهر 1388 و ساعت 05:30 ب.ظ  نظرات

خانه و محل شهادت حضرت علی علیه السلام

2 نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه 19 شهریور 1388 و ساعت 08:26 ب.ظ  نظرات

علی هم می توانست اما ...
خلیفه نیستی

سلطان هم

فقط امام اول مظلومانی

و جای پنج سال

می‌شد که پنجاه سال حاکم باشی

می‌شد که شامات را

چون دندانی کند و پراکند

که سهم بچه‌های ابوسفیان باشد

و در امارت کوفه

کاری هم به «ابن‌ملجم» و «قطام» داد.

می‌شد هر سال

به هند و پارس

به چین و ماچین دعوت شد

سلطان روم

به افتخار حضورت برپا کند

چیزی شبیه همین ضیافت‌های شام

در تالارهای آینه و مرمر

و پشت درهای بسته

می‌شد حسین و حسن را با خود همراه کرد

یکی مشاور اعظم

یکی وزیر خزانه‌داری کل

می‌شد کاری کرد

که جعده هم مشاورت امور بانوان را عهده‌دار باشد

یا کاره‌ای که زهر نریزد

یا نه

حکومت ایران هم می‌شد که سهم حسن باشد

حکومت عراق، سهم حسین

حتی عقیل را می‌شد سه چهار سالی

با حقوق ارزی آن روز

به اندلس فرستاد

می‌شد محمد حنفیه

سفیر سازمان ملل باشد

مانند این پسرخاله‌ها

که تا هنوز و تا همیشه سفیرند!

می‌شد کنار رود فرات

کاخی سبز ساخت

برای تابستان‌ها

سری به بغداد زد

بر بالای کوه ابوقبیس

کاخی سپید داشت

چیزی شبیه کاخ سعدآباد

شبیه کاخ ملک فهد

کاخی بلندتر از خانه‌ خدا

می‌شد که بعد خود

به فکر پادشاهی فرزندان بود

مثل همین ملک حسین و ملک حسن

مثل همین حیدر علی‌اف

و اف بر این دنیا...

می‌شد که امام علی بود و

با تمام جهان ارتباط داشت

مثل همین امام علی رحمانف

می‌شد با خانم رایس دست داد

می‌شد انبان خویش را پر کرد

از شیر مرغ و جان آدمیزاد

از وعده و وعید

و افطاری داد از بیت‌المال

و جامه‌های اطلس و ابریشم پوشید

با میمون و سگ بازی کرد

رقاصه‌های روم را دعوت کرد

با چشم‌بندی و آتش‌بازی

شب را به صبح رساند

در برج‌های دوبی سهمی داشت

در بازار بورس دستی...

نشست بالای تختی و

کلاهی از مروارید و زر بر سر گذاشت

یا دست کم

هر روز یک اسب پیش‌کش قبول کرد

یک شمشیر مرصع

که نام تو بر آن حک شده باشد

این تحفه‌ها از هند است

آن جامه‌ها از روم

این فرش‌های ابریشمین از ایران...

جشنی بگیر

بگو که شاعران قصیده بخوانند

شب را زود بخواب

که کاترینا و سونامی در راه است

برای کندن چاه

به بردگان سیاه فرمان بده

به شرکت‌های چند ملیتی

برای بردن نان فرصت نیست

این را به سازمان غله و نان بسپار!

این وقت شب

نشسته‌ای و به من لبخند می‌زنی

می‌دانم

این‌گونه شعرها خوب نیستند

اما مولای من!

آن کفش‌های وصله‌دار هم

مناسب پای حضرت حاکم نیست!

شاعر : علیرضا قزوه
2 نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه 19 شهریور 1388 و ساعت 08:23 ب.ظ  نظرات

کتاب همراه مناجات امام علی علیه السلام

در این پست مناجات امام علی علیه السلام را می توانید دانلود کنید این فایل با فرمت jar  است و در اغلب تلفنهای همراه قابل اجراست

دانلود مناجات امام علی علیه السلام - موبایل

2 نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه 19 شهریور 1388 و ساعت 11:07 ق.ظ  نظرات

ماجرای خواندنی شعر معروف شهریار درباره حضرت علی علیه السلام
آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .

حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .


فرمودند : شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد .

حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!

شهریار این شعر را خواند :

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

****

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم به خدا قسم خدا را

****

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

****

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

****

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

****

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

****

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

****

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

****

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

****

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

****

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

****

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

****

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

****

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»

****

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا



آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم.
فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست ؟

گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند .
گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید .

 چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام.

از او پرسیدم : این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .

مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید .

شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .

آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده ، من آن خواب را دیده ام .

ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است .

منبع : asriran.com
2 نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه 19 شهریور 1388 و ساعت 10:54 ق.ظ  نظرات

مناجات امام علی علیه السلام
 

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ الاَمانَ یَومَ لا یَنفَعُ مالٌ وَ لا بَنونَ اِلّا مَن اَتَی اللهَ بِقَلبٍ سَلیمٍ

پروردگارا من از تو درخواست ایمنی می کنم آن روز سختی که مال و فرزند هیچ نفع نبخشد (و دفع بلا نکند) و چیزی جز آنکه با قلب پاک و سالم (از شرک و کبر و کینه و حسد) حضور خدا آید سود ندهد.

وَ اَسئَلُکَ ألأَمانَ یَومَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلی یَدَیهِ یَقولُ یا لَیتَنِی اتَّخَذتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً

ای خدای من از تو درخواست ایمنی می کنم آنروز سختی که ظالم از پشیمانی و حسرت انگشت به دندان میخاید و میگوید ای کاش من با رسول حق راه طاعت پیش می گرفتم.

وَ اَسئَلُکَ ألأَمانَ یَومَ یُعرَفُ المُجرِمُونَ بَسیماهُم فَیُوخَذُ بَالنَّواصی وَ الأَقدامِ

و از تو درخواست ایمنی میکنم آن روز سختی که گنهکاران  به سیمایشان شناخته میشوند که (سیه روی و ازرق چشمند) پس موی پیشانی آنها را با پایشان بگیرند (و در آتش دوزخ افکنند)

وَ اَسئَلُکَ ألأَمانَ یَومَ لا یَجزی والِدٌ عَن وَلَدِه وَ لا مَولُودٌ هُوَ جازٍ عَن والِدِه شَیئاً اِنَّ وَعدَ اللهِ حَقٌّ.

و از تو درخواست ایمنی می کنم در روز سختی که نه پدری به جای فرزند و نه فرزندی به جای پدر جزا و کیفر شود و البته آن روز وعده خدا ( به بهشت و دوزخ ) حق و حقیقت است

وَ اَسئَلُکَ ألأَمانَ یَومَ لا یَنفَعُ الظّالِمینَ مَعذِرَتُهُم وَ لَهُمُ الّلَعنَةٌ وَ لَهُم سوُءُ الدّارِ

و از تو درخواست ایمنی میکنم در روز سختی که مردم ظالم ستمگر را عذرخواهی سود نبخشد و بر آنان لعن (خدا ) و منزلگاه بد (در آتش دوزخ) است

وَ اَسئَلُکَ ألأَمانَ یَومَ لا تَملِکُ نَفسٌ لِنَفسٍ شَیئاً وَ الأَمَر یَومَئِذٍ لِلّهِ

و از تو درخواست ایمنی میکنم در روز سختی که هیچ کس را قدرت بر کس دیگر نیست و فرمان در آن روز خاص خداست

وَ اَسئَلُکَ ألأَمانَ یَومَ  یَفِرُّ المَرءُ مِن اَخیهِ وَ اُمِّه وَ اَبیهِ وَ صاحِبَتِه وَ بَنیهِ لِکُلِّ امرِیٍء مِنهُم یَومِئَذٍ شَأنٌ یُغنیهِ

و از تو درخواست ایمنی میکنم در روز سختی که (از شدت هول و عذاب ) هر شخص از برادر و مادر و پدر و زن و فرزندانش میگریزد که هر کس (از اهل قیامت ) در آن روز توجه به کار خویش از غیرش بی نیاز دارد

وَ اَسئَلُکَ ألأَمانَ یَومَ  یَوَدُّ المُجرِمُ لَویَفتَدی مِن عَذابِ یَومِئِذٍ بِبَنیهِ وَ صاحِبَتِه وَ اَخیهِ وَ فَصیلَتِهِ الَّتی تُؤویهِ وَمَن فِی الأَرضِ جَمیعاً ثُمَّ یُنجیهِ کَلّا اِنَّها لَظی نَزّاعَۀً لِلشَّوی

و از تو درخواست ایمنی میکنم در روزی که کافر بدکار آرزو کند که ای کاش توانستی فرزندانش را فدای خود سازد و از عذاب برهد و هم زن و برادر و قبیله اش  که همیشه به حمایتش بر می خاستند و هر که در روی زمین است همه را فدای خود گرداند تا از عذاب نجات یابد او هرگز(بفداهم) نجات نخواهد یافت که آتش دوزخ بر او شعله ور است تا سر و صورت و اندامش پاک بسوزد

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ المَولی وَ اَنا العَبدُ وَ هَل یَرحَمُ العَبدَ اِلّاَ المَولی

ای آقای من ای آقای من توئی مولای من و من بنده (فقیر) توام و آیا در حق بنده جز مولایش که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ المالِکُ وَ اَنا المَملُوکُ وَ هَل یَرحَمُ المَملُوکَ اِلّاَ المالِکُ

ای آقای من ای آقای من توئی مالک وجود من و من مملوک توام و آیا در حق مملوک جز مالکش که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ العَزیزُ وَ اَنا الذَّلیلُ وَ هَل یَرحَمُ الذَّلیلَ اِلّاَ العَزیز

ای آقای من ای آقای من تویی با عزت و اقتدار و من بنده ی ذلیلم و آیا در حق شخص ذلیل جز ذات با عزت و اقتدار که ترحّم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الخالِقُ وَ اَنا المَخلُوقُ وَ هَل یَرحَمُ المَخلُوقَ اِلّاَ الخالِقُ

ای آقای من ای آقای من توئی آفریننده ی من و من مخلوق توام و آیا در حق مخلوق جز آفریننده ی او که ترحّم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ العَظیمُ  وَ اَنا الحَقیرُ وَ هَل یَرحَمُ الحَقیرَ اِلّاَ العَظیمُ

ای آقای من ای آقای من توئی خدای بزرگ و من بنده ی حقیر ناچیز و آیا در حق بنده ی ناچیزی جز خدای بزرگ که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ القَویّ وَ اَنا الضَّعیفُ وَ هَل یَرحَمُ الضَّعیفَ اِلّاَ القَویُّ

ای آقای من ای آقای من توئی قوی و توانا و من ضعیف و ناتوان و آیا در حق ضعیفی ناتوان جز شخص قوی توانا که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الغَنِیُّ وَ اَنا الفَقیرُ وَ هَل یَرحَمُ الفَقیرَ اِلّاَ الغَنِیُّ

ای آقای من ای آقای من توئی بی نیاز غنی الذات و من فقیرالذاتم و آیا در حق فقیری محتاج جز غنیّ  بی نیاز که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ المُعطی وَ اَنا السّائِلُ وَ هَل یَرحَمُ السّائِلَ اِلّاَ المُعطی

ای آقای من ای آقای من توئی عطابخش سائلان و من به درگاهت سائلم و آیا در حق سائل جز عطابخشنده که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الحَیُّ وَ اَنا المَیِّتُ وَ هَل یَرحَمُ المَیِّتَ اِلّاَ الحَیُّ

ای آقای من ای آقای من توئی زنده ی ابدی و من مرده ی بی روح و آیا در حق مرده ای بی روح جز زنده ابدی که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الباقی وَ اَنا الفانی وَ هَل یَرحَمُ الفانِیَ اِلّاَ الباقی

ای آقای من ای آقای من توئی وجود باقی و من مخلوقی تباه و فانی و نابودم و آیا در حق فانی نابود شدنی جز ذات باقی سرمدی که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الدّائِمُ وَ اَنا الزّائِلَ وَ هَل یَرحَمُ الزّائِلَ اِلّاَ الدّائِمُ

ای آقای من ای آقای من توئی موجود دائم ازلی و من موجودی زوال پذیر و آیا در حق موجودی زوال پذیر جز ذات دایم ازلی که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الرّازِقُ وَ اَنا المَرزُوقُ وَ هَل یَرحَمُ المَرزُوقَ اِلّاَ الرّازِقُ

ای آقای من ای آقای من توئی روزی دهنده ی خلق و من روزی خواهم و آیا در حق روزی خواهان جز رازق و روزی دهنده ی خلق که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الجَوادُ وَ اَنا البَخیلُ وَ هَل یَرحَمُ البَخیلَ اِلّاَ الجَوادُ

ای آقای من ای آقای من توئی صاحب جود و احسان و من بخیل و آیا در حق بخیل جز شخص با جود و احسان که ترحم خواهد کرد ؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ المُعافی وَ اَنا المُبتَلی وَ هَل یَرحَمُ المُبتَلی اِلّاَ المُعافی

ای آقای من ای آقای من توئی عافیت بخش و شفا بخش و من مبتلا (و دردمند) و آیا در حق مبتلا جز عافیت و شفا بخش که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الکَبیرُ وَ اَنا الصَّغیرُ وَ هَل یَرحَمُ الصَّغیرَ اِلّاَ الکَبیرُ

ای آقای من ای آقای من توئی خدای بزرگ و من بنده ی کوچک و آیا در حق بنده ی صغیری جز خدای بزرگ که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الهادی وَ اَنا الضّالُّ وَ هَل یَرحَمُ الضّالَّ اِلّاَ الهادی

ای آقای من ای آقای من توئی رهنمای خلق و من بنده ی گمراه و آیا در حق بنده ی گمراه جز رهنمای عالم که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الرَّحمنُ وَ اَنا المَرحُومُ وَ هَل یَرحَمُ المَرحُومَ اِلّاَ الرَّحمنُ

ای آقای من ای آقای من توئی خدای بخشاینده و من بنده ی قابل ترحم و بخشش و آیا در حق بنده ی قابل بخشش جز خدای بخشاینده که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ السُّلطانُ وَ اَنا المُمتَحَنُ وَ هَل یَرحَمُ المُمتَحَنَ اِلّاَ السُّلطانُ

ای آقای من ای آقای من توئی سلطان(ملک وجود) و من بنده ی امتحان شده و آیا در حق بنده ی امتحان شده جز سلطان عالم که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الدّلیلُ وَ اَنا المُتَحَیِّرُ وَ هَل یَرحَمُ المُتَحیِّرَ اِلّاَ الدّلیلُ

 ای آقای من ای آقای من توئی رهبر و دلیل و من متحیر و سرگردان و آیا در حق متحیر سرگردان جز دلیل و رهبر که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الغَفُورُ وَ اَنا المُذنِبُ وَ هَل یَرحَمُ المُذنِبَ اِلّاَ الغَفُورُ

ای آقای من ای آقای من توئی خدای غفور آمرزنده و من بنده ی گنه کار و آیا در حق بنده ی گنهکار جز خدای غفور که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الغالِبُ وَ اَنا المَغلوُبُ وَ هَل یَرحَمُ المَغلوُبَ اِلّاَ الغالِبُ

ای آقای من ای آقای من توئی خدای غالب و قاهر و من بنده ی مغلوب عاجز و آیا در حق بنده ی مغلوب مقهور جز خدای غالب قاهر که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ الرَّبُّ وَ اَنا المَربُوبُ وَ هَل یَرحَمُ المَربُوبَ اِلّاَ الرَّبُّ

ای آقای من ای آقای من توئی پروردگار پرورنده ی خلق و من مربوب و پرورش یافته ی تو ام و آیا در حق مربوبی جز آنکه پروردگار اوست که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اَنتَ المُتَکَبِّرُ وَ اَنا الخاشِعُ وَ هَل یَرحَمُ الخاشِعَ اِلّاَ المُتَکَبِّرُ

ای آقای من ای آقای من توئی خدای با کبریا و بزرگی و من بنده ی فروتن و عاجز و آیا در حق بنده ی عاجز فروتن جز خدای با کبریای بزرگ که ترحم خواهد کرد؟

مَولایَ یا مَولایَ اِرحَمنی بِرَحمَتِکَ وَ ارضَ عَنّی بِجودِکَ وَ کَرَمِکَ وَفضلِکَ یا ذَاالجُودِ وَ الأِحسانِ وَ الطَّولِ وَ الأِمتِنانِ بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ

مولای من ای مولای من به رحمت(بی انتهایت) ترحم کن و  بجود و کرمت و فضل و احسانت راضی و خشنود باش ای خدای صاحب جود و احسان و فضل و نعمت(بی پایان) بحق رحمت(واسعت) ای مهربانترین مهربانان عالم

2 نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 18 شهریور 1388 و ساعت 06:29 ب.ظ  نظرات